عشق تا زمانی عشق واقعی است که در آروزی وصال باشی
اگر به وصال رسید می رود رو به زوال
عشق تا زمانی عشق واقعی است که در آروزی وصال باشی
اگر به وصال رسید می رود رو به زوال
آدما خیلی اند اما همشون دلاشون کوچیکه!اکثرشون میگن ما فلان چیزو نمیخوایم و از فلان چیز بدمون میاد، اما برای همون چیزی که بدشون و میاد و به قول خودشون نمیخوان که اونو داشته باشن حاضرن تموم دنیاشونو بدن تا اونی که نمیخوان ولی میخوانو فقط برای یه روز یا شایدم کمتر از یه روز داشته باشن!
آدما اینطورین دیگه!
اصلاً نمیشه روشون حساب کرد!!!
هر کس را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند،
بدان گونه که احساسش می کنند هست!
خیلی وقته که نیومدم سری بزنم
الانم وقت ندارم که بیام و پست جدید بذرام
فقط هر باری که میام سری برنم به وبلاگم می بینم همه فکر میکنن من رومینا هستم
باید بگم رومینا یه لینکه نه اسم من
هرگز متنفر نشو حتی از اون کسی که دوستش داشتی ولی حالا نداری
بسیار بخند حتی برای کسی که در بغلش گریه کردی
همیشه لبخند بزن حتی به کسی که ازش متنفری
نگران نباش حتی اگر دیدی دست رفیقت تو دست دیگریه
از دیگران کم انتظار داشته باش
ساده زندگی کن
دوست خوبی داشته باش چون تنها دوسته که برات می مونه
چند وقته دوست ندارم زیاد حرف بزنم!
قبلا اینقدر حرف داشتم ٬گوشی نبود که بشنوه!
اما حالا گوش هست و من حرف ندارم!
تولدت مبارک!
تولدت مبارک!
تولدت مبارک!
دوست آن است که گیرد دست دوست در پریشان حالی و افسردگی
نمیدونم چی تو دلش هست که نمیخواد کسی بدونه
خب مسلما کسی دوست نداره رازشو کسی بدونه
اما من نمیتونم ببینم ناراحته
نمیتونم ببینم
َ
شبای قدر هم تموم شد!!!!!!!!!
از همه ی دوستان به خاطر اینکه وقت نمیکنم بهشون سر بزنم معذرت میخوام ٬
آخه امتحان دارم!
اونم چه امتحانایی!!!!!!!!!
امروز امتحان داشتم اولش خیلی استرس داشتم ٬منی که عینه خیالم نبود هیچوقت !
مثل یه ماشین تند و تند امتحانمو نوشتم ٬ توی نیم ساعت !!!!وقتش یک ساعت ونیم بود .
همه تعجب کرده بودند!!!
امروز از استرس می لرزیدم و به روی خودم نیاوردم !
البته فکر نکنم به خاطر امتحان بود٬ بیشتر استرس دیدن دوستمو داشتم !
آخه بعد از اون ماجرای تلخی که باهاش داشتم این اولین باری بود که میخواستم ببینمش!
دیدمش!! اون خیلی عادی برخورد کرد !
میخواستم مثل اون وقتا براش خیلی حرف بزنم که سرش بره٬ اما وقتی دیدمش حرفام تموم شد!
اما ناگفته نمونه : اومدم خونه براش تلفن زدم نصفه حرفامو بهش زدم ٬شد بیست دقیقه!
همش چرت و پرت گفتم٬ فکر کنم خودشم فهمید حالم خوب نیست!
معبودا !
مرا به بزرگی جیزهایی که داده ای آگاه کن ٬
تا کوچکی چیزهایی که ندارم٬ آرامشم را بهم نریزد!
یه شوخی کوچولو با ماه رمضون :
ماه رمضان ماه زولبیا وبامیه٬
ماه بیخوابی شبانه
ماه گرسنگی روزانه
ماه روزشماری ماهانه
ماه پرخوری سحرانه
ماه افطاری شاهانه
و ماه توقع آمرزش سالانه...
البته جدای از این شوخی ها رمضان ماه خداست و مناجات با او !
خدا دعای روزه دار موقع افطار رو مستجاب میکنه ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نذارین!
التماس دعا
این بلاگفا از همون اولشم با من مشکل داشت!
اون از عنوان وبلاگم که عوضش کرده بود٬ اینم از پستی که دو بار برام گذاشته!
اگر به کسی لبخندی زدی از آن میگذری٬
اگر به کسی خوبی کردی آن را از یاد خواهی برد!
اما اگر به کسی بدی کردی برای همیشه در ذهنت ماندگار خواهد شد و همیشه یاد آن با تو خواهد بود!
اگر به کسی لبخندی زدی از آن میگذری٬
اگر به کسی خوبی کردی آن را از یاد خواهی برد!
اما اگر به کسی بدی کردی برای همیشه در ذهنت ماندگار خواهد شد و همیشه یاد آن با تو خواهد بود!
امروز با گفتن اینکه پیشم می مونی خیلی خیلی خوشحالم کردی ٬خدا خوشحالت کنه!
برای هزارمین بار میگم خیلی خیلی دوستت دارم!
دوست من بهترین دوست دنیاست!
پرسیدند :بهشت را میخواهی یا دوست را؟
گفت: بهشت جهنم است بدون دوست!!!!!!!!
دارم دق میکنم آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ
نمیتونم تو خونه گریه کنم
همش دارم بغضمو میخورم![]()
روزی که دوستم ُ از دست خودم ناراحت کردم
شاید نباید اینکارو میکردم٬ اگه بهش نمیگفتم هیچ وقت نمی فهمید٬اون موقع بود که همیشه پیشم می موند! نمیدونم ولی اینو میدونم که کار درستی کردم که بهش گفتم!
اصلاً ازش انتظار ندارم که منو ببخشه!
امیدوارم درک کنه!!!!!!!!!!
کاری رو که نباید میکردم کردم ! رازی رو که نباید میگفتم ٬گفتم !
بهترین دوستمو از دستش دادم ! من اونو خیلی دوست دارم ! اون گفت باهام حرف میزنه!
آخه اون قول داد باهام حرف بزنه!اون باور نمیکنه من نمیخواستم بشنوم!
فقط چون تا حالا بهش دروغ نگفته بودم بهش گفتم !
چون تا حالا باهاش یکرو بودم گفتم!
میدونم نباید میگفتم !
حالا دیگه جواب تلفنمو نمیده ! من بدون اون میمیرم!
گر چه که منو به اندازه سوراخ جوراب یه مورچه هم دوست نداره!
حالا من چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من وتو برود.
وقتی به دور و بر خود نگاه میکنیم و می بینیم چیزهایی وجود دارد که باید به راحتی از آن نگذشت!
وقتی که فهمیدی می تونی چیزهایی را بفهمی که خیلی ها نمی تونند بفهمند٬
اون موقع است که دست به نوشتن و درج اون در وبلاگ میزنی !
تا حداقل کسی را پیدا کنی که اون تو را بفهمه! با اینکه نمیشناسیش!
با توجه به راهنمایی بعضی دوستان و فکر کردن به مدت زیاد٬ تصمیم گرفتم :
اون راز واسۀ همیشه تو دلم بمونه!
واسۀ همیشه!!!!!!!!!